X
تبلیغات
رایتل

((( ای پیر ترین جوان تاریخ بیا ... )))

مستی...


مشب شرابی تازه از دست جهان نوشیده ام


این جام را در شادی مرگ خزان نوشیده ام


***

تا گریه های سرکشم در خنده ها پنهان شود


هر جرعه را بر پایه ی یاد کسان نوشیده ام


***


با یاد غم ها در جفا با یاد زاهد در خفا


با یاد عشاق جهان بی آشیان نوشیده ام


***

من آن خمار بی کسم، من ساده بی خار و خسم


اما در این مستی به خشم خون رزان نوشیده ام


***

در این هجوم عیش و نوش با یاد درد کهنه ام


دل خون شدم دل خون شدم بغض گران نوشیده ام


***


امشب زمستی می رم تا سجده بر مطرب زنم


این جام ها پی در پی از بهر همان نوشیده ام


***


مطرب بزن در پرده ای کان پرده در شور آردم


امشب شراب شادی هفت آسمان نوشیده ام


نوشته شده در سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391ساعت | 20:27 توسط فــــریـــد | نظرات (222)