X
تبلیغات
رایتل

((( ای پیر ترین جوان تاریخ بیا ... )))


          تقدیم به بهترین دوستم





یعنی می شه که مادوتا یه روزی بهم برسیم؟

مهم فقط رسیدنه حتی اگه کم برسیم

 

یعنی می شه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟

به آرزوهاش برسه هرکی که دوری بکشه؟

 

یعنی می شه شب بشینم دست رو موهات بکشم

کاشکی بدونم چقدر باید مکافات بکشم

 

یعنی می شه که شونه هات فقط پناه من باشه؟

چرا تا حالا نشده شاید گناه من باشه !

 

یعنی می شه که دستامون باهم یه رشته شه؟

هرکی برای اون یکی درست مث فرشته شه؟

 

یعنی می شه باهم برای خوشبختی زحمت بکشیم؟

یه خواب راحت بکنیم یه آه راحت بکشیم؟

 

یعنی می شه بازم بگی دیونتم من دیوونت؟

دوباره عاشقم بشه اون دل مث رودخونت ؟

 

یعنی می شه باهم باشیم من و خدامون وخودت؟

درست مث تولدم درست مثه تولدت؟

 

یعنی می شه جای من فقط روی چشات باشه؟

تکه کلام تو بازم می میرم برات باشه؟

 

یعنی می شه  فقط یه بارخدا به ما نگاه نکنه؟

می گی نمی شه ولی من همش می گم خدا کنه

 

یعنی می شه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟

یه چیزی بشکنه فقط , اونم فقط طلسم ماباشه ؟!؟

**************************


گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟



شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی



تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد
غنچه‌ای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟



گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دورباد از خرمن ایمان عاشق آفتی



روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی



بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی



من کجا و جرأت بوسیدن لب‌های تو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی‌



                                                                 (فاضل نظری)

نوشته شده در سه‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1391ساعت | 20:10 توسط فــــریـــد | نظرات (2)